شرشر نم همچو ساز خیس تنم از نواز
بوی تر هر چمن دانه به دانه نماز
غرش شیر سپهر از پس هر چشمکی
بهر دل عاشقی در شب پر رمز و راز
چرخ زند شبنمک اوج به مشکین سما
نظم نوازی کنند شبنمکان در فراز
گرچه فرود و سقوط آیدش آنرا ز عرش
بیم ندارد دلش از خبر صعد باز
رقص کند اشک شب از سر چنگ نسیم
از سر شعری ز ابر از غزلی سازه ساز
برگ نماند یکی خشک ز مهربان رگ
تر کندش آسمان تک تک اهل نیاز
کوه به همراه شب اشک ز سنگ سخت
گریه بدارد ز شوق از جهت روی ناز
هر طرفی سو کنم رحمت رب در نظر
هر نم باران شب جلوه ای از پایه ساز
عنصر هر کوچکی در نظر آدمی
در نم هر بارشی شکر خدا چاره ساز
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 1:8 توسط alirezash2200
|