تبليغاتX
خدا - واو و طا و نون

وطن واو و طا و نون همه پیوسته مجنون
وطن این آب و این خاک دلیران بر کفن خون

وطن غیرت سرای راد مردی خانه ی ما
همه دیوان بدانند زین سرا آنها ندارند جا

هزاران چشم بر درها هزاران دل بساید
که هر مادر برای هر گل پرپر ز دیر دارند

کنون است سازش و وقت و زمان آرامش
بر آن مادر کجا سازش ندارد آهی از نالش

به چشمانم ندید هرگز گلی بشکسه و رنجور
شنیدم بس ناله ها را از فقان رفته از دور

کجایست آن بهشت پر ز نعمت تا ببینند
مادران تا اندکی بر دلهای خود آرم بگیرند

یکی دیروز بر پیشانیش یاهو ببستی
کنون کوله برای منزل دیگر ببستی

ندانی شاد باشی یا که محزون
ز جنت یا که از یاری تو محروم

من آشفته هیچ بر لب نیارم همان بهتر
که این حرفم ندارد غمی را از دلی کمتر



+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:11 توسط alirezash2200 |